سلام.اینجانب قصد دارم  که سری داستانهای خودم را در این وبلاگ به ثبت برسانم و شما را مفتخر کنم.

ما با این 25 تو گروهمون کلی خاطره داریم . 25 در گروه ما عدد خاص و مقدسیه. این عدد مربوط میشه به شخصی در سرزمین رویا ها که 25 تا عشق داشته. باور کنید . فکر نکنید شوخی میکنم. بعضی ها این توانایی منحصر به فرد را دارند. ما به خاطر این 25 را انتخاب کردیم که چون هیچ کدوم از اعضای گروهمون – تاکید میکنم هیچ کدوم - تو کار عشق و عاشقی نیستند این 25 به عنوان آینه ی عبرت جلوی چشممون باشه. حالا قضیه اینه که دختره هر کی را میدیده از مرد و پسر تا بقال سر کوچه عاشقش میشده حتی به کوچکتر از خودش هم رحم نمیکرده . آخه یکی بگه ننه ات خوب بابات خوب لااقل عاشق یکی دو تا سه تا اصلا جهنم و ضرر پنج تا میشدی نه اینکه 25 تا. چه دوره و زمانه ی بدی شده. آدم دیگه به چشماش هم نمیتونه اعتماد کنه . یه وقت چشمات رو باز میکنی می بینی همین دوستت آره همین که بغلت نشسته داره مصداق 25 میشه. پس مواظب خودتون باشید و عبرت بگیرید.